✿★ ياد من باش نازنينم ✿★

یه روز همین جا توی اتاقم
یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم درو که می بست
میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راهشو بگیرم
می ترسم
یه روزی
برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا
کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

| |

يه شب از همه چي به خدا گله كرد

ديگه گريه نكرد،همش حوصله كرد

حالا ديگه درد نمي كشي

حيف اين صداي زيبا...

خداحافظ اسطوره...

خداحافظ...

| |

هــر صبحـــ

كســـي از خوابــــــــ بيــدار مي شــود

كــــ عاشــــــق توستــــــــــ

 

| |

یادم باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق سلامی بدهم


و به انگشت نخی ببندم تا فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است


زندگی باید کرد …


فریدون مشیری

| |

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل 

فروغ فرخزاد

| |


به من برگردون او روزُ که باتو زندگی خوب بود

به شوق دیدنت هر دم تو دل بد جوری آشوب بود

به من برگردون اون روزُ شبُ از بین ما بردار

یه کاری کن که برگرده گذشته های بی تکرار

که من جا مونده ام انگار تو اون روزا و لحظه ها

با این من آشنا نیستم من انگار مرده ام سالها

منو برگردون از گریه به خنده های بی وقفه

وجودم یخ زده از غم غمت طوفانی از برفه

************************

به من برگردون احساسی که آرومم کنه بازم

وگرنه من بدون تو با دلتنگی نمیسازم

میام پیش تو که رفتی حالا که سرد و غمگینم

تو هم برگردون آغوشت که من محتاج تسکینم

*************************

به من برگردون حسی که گرفتی از دلم ناگه

دارم شک میکنم حتی ما با هم بوده ایم یا نه

یه کاری کن من مرده دوباره زنده شم در تو

عزیزم کار سختی نیست فقط یک لحظه پیدا شو

فقط یک لحظه پیدا شو

فقط یک لحظه پیدا شو

| |

Chicken Run

بنتی: موفق شدنِ ما یک در میلیونه.
                                   جینجر: پس هنوز امیدی هست…

| |

یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮﺍﺭﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ می شن ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺳﺖ . . . تصمیم می گیرن ﮐﻪ شیعه رو ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﻦ؛ ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ ﺑﺮﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ؛ ﺍﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛اه اه اه نرفتم . ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺤﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ قبول نکردم ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺴﺘﻦ . . . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﭘﺮﺍﺯﺷﯿﻌﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﮔﻔﺖ:ﺧﺐ ﭼﺮﺍ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ؟؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﻢ ﺗﺸﯿﻊ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ؛ ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﯼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﺮﻣﯿﺨﻮﺭﯼ. . . ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﺎ ﺧﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻥ؛ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺑﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ؟ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺗﻨﻬﺎ جایی هست ﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ نداره !!! يا علي(ع)...

| |

آیا میدانستید در تیمارستان های آمریکا برای لاعلاج ترین بیماراشون قرآن پخش میکنن,چون فهمیدن آرام بخشه!!
منبع:کتاب دیوانگـــان آزاد نوشته ی دکتر هولسف



آیا میدانستید در دانشگاه های افسری امریکا و اسرائیل عملیات های والفجر8 بیت المقدس بدر و ...زمان جنگ ایران و عراق را آموزش میدن!!!

منبع:سایت بالاترین اسرائیل و سخنرانی ژنرال الکس مایل

پوتین در سفر12/11/1392 ب ایران : من کمونیستم , خانم من مسیحی ارتدوکس است در خانه ما کتاب های مسیحی یافت می شود و من آنها را خوانده ام من آنچه را که در باره عیسی مسیح خوانده بودم همه را در چهره رهبر ایران دیدم . حال فهمیدم چ تدبیری کشور را اداره می کند و این خاطره ماندگار در من می ماند ..

| |

ﺗﺤﻤﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻧﺒﺎﺷﯽ


                                ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﺷﯽ

| |

| |

 تقريبا يك هفته مونده تا آخرين امتحان هاي دوران دانشجوييم

 ترمي فقط با دو تا امتحان

 يه ترم سخت اما دلگير

 خوشحالم كه تو بيست و يك سالگيم دارم ليسانسمو ميگيرم و ميشم يه مهندس...

 آخ كه چه قدر زود گذشت... باورم نميشه چهارسال گذشت...

 چه قدر سخت بود اين چهار سال... چه قدر خون دل خوردم... چه درساي سختي رو پاس كردم

 امتحانهاي مدار و الكترونيك و معادلات و رياضي،سيگنال و كنترل،مقدمه اي بر مهندسي پزشكي و آناتومي و فيزيولوژي و تجهيزات و راديولوژي،برنامه نويسي و حسابگري الگوريتمي و مباني رايانه و پديده هاي بيوالكتريكي و...

چه قدر سخت بود پاس كردنشون،چه قدر درساي سختي بودن ،واسه بعضياشون يه هفته پشت سر هم درس خوندم

 چه شبي بود اون شب كه رياضي مهندسي و فيزيك پزشكي رو باهم امتحان داشتم و فقط دوساعت خوابيدم و ...

چه قدر سختي كشيدم واسه درس مديريت پزشكي و مقدمه و انفورماتيك پزشكي و روش تحقيق

چه قدر واسه تمريناي انفورماتيك و روش تحقيق و مباني رايانه سختي كشيدم

چه قدر سركلاس وحشتناك حسابگري استرس كشيدم

چه كابوسي بودن آزمايشگاه الكترونيك 1و الكترونيك 2و ميكروپروسسور و فيزيولوژي و مدار و فيزيك و كارگاه هاي تجهيزات پزشكي

چه قدر من درس خوندنم توي اين 15 سال

چه قدر در به در اتوبوس بودم

چه قدر با راننده هاي اتوبوس دعوام شد،چه قدر خسته شدم توي اين جاده ي دلگير...

 حالا ميتونم يه نفس راحت بكشم

آخيش راحت شدم

 از غم غربت نجات پيدا ميكنم و به سرزمين سبزم برميگردم اما كاش بتونم بازهم دانشجو بشم

 من بدون درس خوندن نميتونم بمونم و نميتونم بيهوده زندگي كنم...

به اميد خودش...

| |

دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار

                                           گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد

ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود

                                           من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد

ياد من باش نازنينم

| |

اميدوارم به حق باب الحوائج همه حاجت روا بشن...

يا امام موسي كاظم(ع)،يا باب الحوائج

 

| |

ياد من باش نازنينم،سهراب سپهري

بهترين چيز

رسيدن به نگاهي است

كه از حادثه ي عشق تر است...

| |

ياد من باش نازنينم،زيتون

| |

اردیبهشت و اینقدر بی رنگ و روح ،

اینقدر سوت و کور، نوبر است واقعا !

ارديبهشت و اين همه دلتنگي

| |

زن جنس عجيبي است 

چشم هايش را كه مي بندي

ديد دلش بيشتر مي شود

دلش را كه ميشكني

باران لطافت از چشم هايش 

سرازير...

انگار درست شده تا

روي عشق را كم كند

يا امام نقي (ع)

| |

امشب شب دعا كردنه

چون باز هم ميلاد امام جواد (ع) رسيده

همون امام عزيزي كه عزيز دل امام رضا (ع) هست

ميگن امام رضا (ع) چون دير بچه دار شدن،خيلي به امام جواد (ع) علاقه دارن 

و اگه ايشون رو به پسرشون امام جواد (ع) قسم بديم،انشاءالله حاجت روا ميشيم

يا امام رضا (ع) به حق جوادت خودت شفاعت كن بين ما و خدا...

دعا ميكنم كه حال دل همه خوب بشه...

| |

مـن زنـــم...


زنـی با دردهای درک نشده...


زنـی با فریـادهای به گوش نرسیده...


زنـی که هرگز نه دیـده شد...نه شنیـده شد...


زنـی پـریشـان با درونی آشفتـه...!


من زنم...


شبیـه همـان زنـی که فــروغ میگـفت... 


زنــی تـنـها در آستانه فصلـــی سرد...


| |


خداوندا
به دل نگیر اگر گاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد !!
تقصیری ندارد...
قاصر است
کم می آورد در برابر بزرگی ات...
لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت
در دلم اما همیشه
ذکر خیرت جاریست !!

| |

ساحل خزر باشد...

و یک غروب آفتاب...

و کمی آتش...

در رستاخیز بهار...

من باشم و تو...

و زمزمه کردن عاشقانه هایت در گوش من...

من به تمام ارزوهایم میگویم: "خدانگهدار"



آرامشي رو كنار ساحل خزر دارم با هيچ چيزي عوض نميكنم...

| |

يادش به خير،من كه كلكسيوني از اين كارت ها رو داشتم...

S A L I  J O O N

| |

bipfa_1920535_660550060648488_559398184_n.jpg

| |

بايد برادر داشته باشي تا بفهمي خدا چه نعمت بزرگي بهت داده

مخصوصا برادر بزرگتر

بايد برادر داشته باشي تا حس كني همون غيرتش چه قدر دلچسب و دوست داشتنيه

واقعا برادر پدر دوم آدمه

يه حامي بزرگ و قابل اعتماد براي همه ي لحظات زندگي يه زن 

| |

سونوگرافي

ساكشن

 سنگ شكن

سونوكيت

ست سرم

 سي تي اسكن

سينتي گرافي


هفت سين هم هفت سين مهندسي پزشكي


نوروز همتون مبارك و رنگارنگ...

|

بازهم نوروز دوست داشتني از راه رسيد

نوروزي با عطر بانو فاطمه الزهرا (س)

خدا رو شكر،امسال حال دلم خوبه

7سين امسالم فوق العاده زيبا شده وهمه چيز خوبه

بنفش اركيده اي رنگ ساله و تصادفا من هم امسال همين رنگو مي پوشم

همه چيز خوبه

جز فكر تموم شدن تعطيلات،بعدش يه عالمه سختي و استرس پروژه هايي كه دارم ،انتظارمو ميكشن...


اميدوارم در اين سال جديد تمام دعاهاي معقول ما مستجاب بشه...


السلام عليك يا فاطمه الزهرا(س)


عيدتون مبارك...

| |

| |

| |

تولد امسالم خيلي خوب بود

5 شنبه ي خوبي بود

زيبا و دوست داشتني

حرف زديم،خنديديم ،كادو گرفتم و من بعد مدتها توي شهر محبوبم قدم زدم

واين يه حس نابه براي من

چون حس كردم از اون شهر وحشتناك و بيابوني كه برام مثل كابوسه براي چند لحظه دور شدم...

هميشه تولد من تو خونه با بقيه تولدها فرق داره 

هرچي باشه دختر يكي يك دونه ام

و اين براي من دوست داشتنيه...

حالا من 21 ساله شدم

و پدر و مادرم احساس پيري ميكنن

اما خاطره ي اون عصر دوشنبه ي باروني كه نويد به دنيا اومدن "دختر" رو گرفتن و

 اون شب خاطره انگيز كه سه ساعت بعد نيمه شب صداي گريه هاش رو شنيدن

و تصميم گرفتن به خاطر سپاس از خدا اسمش رو بذارن

فــ♥ـــا طـــمـــه ،

هنوز واضح واضح يادشونه


خدايا به خاطر همه چيز ازت ممنونم

| |